می شود آرام روزی این همه جنجال ها

می رسد هنگام کوچ فوجِ قیل و قال ها

 

شهوت پرواز گُر می گیرد از اندامِ دست

آسمانی تر از احساس عروج بال ها

 

مهربانی می شود آهنگ دلخواه نگاه

واژه می رقصد دوباره در زبان لال ها

 

در مشام شاخه شیرین می شود عطر تنِ

کال هایی خواب رفته در عبور از سال ها

 

پنجه ی اجحاف زخمی می شود از خار گل

فهم فاتح می شود در عرصه ی اغفال ها

 

با عمل اندیشه و گفتار هم پا می شود

از تعهّد رخت می پوشد تن اهمال ها

 

این توهّم نیست، نقشی از امید و آرزوست

می درخشد در کفِ فنجان تلخ فال ها